جشن ویژهشعله های رقصان در پیچ و تاب سرخ خود اوج می گرفتند و دلم را گرم شعف جشن و سرور می کردند کوی و برزن پر بود از بزرگ و کوچک و نقطه های نورانی که گروه گروه خرد و کلان را دور خود جمع کرده بودند .مدتی را در حیاط محمود به همراه خانواده اش خوش گدرانده بودم پدرش هر سال چند کپه بوته را آتش می زد و من هم مهمان افتخاریشان بودم پس از پایان این جشن ویژه راه خانه مان را در پیش گرفتم .آتش بزرگی در وسط ک شب گردی...
ما را در سایت شب گردی دنبال میکنید
برچسب: ویژه, نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 18:28